روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم
و سخنی به از بی سخنی نشنیدم
ساکن سرای سکوت شدم
و سدره ی صابری در پوشیدم
مرغی گشتم
چشم او از یگانگی
پر او از همیشگی
در هوای بی چگونگی می پریدم
و کاسه ای بیاشامیدم
که هرگز
تا ابد
از تشنگی او سیراب نشدم
بایزید بسطامی
و سخنی به از بی سخنی نشنیدم
ساکن سرای سکوت شدم
و سدره ی صابری در پوشیدم
مرغی گشتم
چشم او از یگانگی
پر او از همیشگی
در هوای بی چگونگی می پریدم
و کاسه ای بیاشامیدم
که هرگز
تا ابد
از تشنگی او سیراب نشدم
بایزید بسطامی
+ نوشته شده در جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۲ ساعت توسط
|