یکی از رفقا تو تلگرام یه چیزی در مورد داستان راه انداخته من م بی اجازه اد کرده تو این چند روز بالای سیصد تا آدم جمع شده از داستان نویس و شاعر و شومن و غیره پشت سرهمم مطلب است که گذاشته می شه به عبارتِ اشعار بند تنبانی کلمات قصارِ پشت وانتی باسمه های مکش مرگ ما دل و قلوه قربان صدقه دکترشریعتی لطیفه چیستان خرگوش از کجا به لونه ش می رسه مار و پله و غیره..
پانویس:
بچه که بودیم یه هم محلی تخس بود جمال نام. می گفت: گیتدیم بازارا قابلاما آلدیم قابلادیم گوتی دوشدی که ترجمه فصیح بلیغ ارشادپسندش میشه همه چی تق ش دراومده از دروغ و دنبک رسیدیم به ابتذال خالص لخم...
+ نوشته شده در شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۵ ساعت توسط
|